خرید بک لینک
الهی به دلهای افروختهبه جانهای از عاشقی سوختهبه اشکی که در ماتمی ریختهچو گوهر به مژگانی آویختهبه چشمی که از غم ، در آن خواب نیستبه جانی که یکدم در او تاب نیستبه لبخند تلخ تهی دستهابه فریاد از عاشقی مستهابه هر کس که ، سوزیست ، در جان اوبه دردی که ، مرگ است ، درمان اوبه آن مادر پیر دلسوختهکه چشمش به راه پسر ، دوختهبه هر نو عروسی که ناکام مردبه پر بسته مرغی که در دام مردبه آنکس که تنها پناهش توییتوان بخش روز سیاهش توییبه دردی که در سینه ها خفته استبه رازی که درسینه ناگفته است« به انعام خود ، سرفرازیم ده »« ز دیگر کسان ، بی نیازیم ده »

برچسب: نویسنده: ابوالفضل عابدی تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 1:25

صفحه بندی